بنده ی معبود آسمان و زمین ...آنچنان از معبود میگفت که حرفهایش مانند چشمه ای جوشان در وجود من شروع به جوشیدن کرد و انگار روح و روانم را تازه کرده بود.
او آنچنان در وجود من اثر گذاشت که بارها و بارها به آن مکان معنوی و پر از عشق قدم میگذاشتم وانگار هر بار از نوع متولد میشدم و تاچند روز شیرینی آن حرفها را چون یک آبنبات زیر زبان جانم حس میکردم.پرنده ی روحم حالا آرام گرفته بود و بنده ی معبود آسمان و زمین شده بودم.
برچسب: از تو ای چشمه جوشان گناه,
نویسنده: نگار اکبریپور